| وقتی مولوی گرگیج امام غزالی و علمای اهل سنت را منافق می خواند |
|
|
|
| نوشته شده توسط مصطفی جوادی نسب |
| سه شنبه ، 23 شهریور 1389 ، 12:21 |
|
وقتی مولوی گرگیج امام غزالی و علمای اهل سنت را منافق می خواند مولوی گرگیج در مراسم ختم بخاری سال 88حرفی زدند که مستمعین نیز با الله اکبر حرف مولوی رو تایید کردند: هر کدام از علمای سنی که اعتقاد به عید غدیر و ولایت علی بن ابیطالب داشته باشد. منافق است. تاریخ سخنرانی: ختم بخاری سال1388 حال اینجا یک موضوع پیش می آید.
جناب مولوی گرگیج عزیز. آیا امام غزالی و سایر علمای دیگر شما که حدیث غدیر را به معنای خلافت و جانشینی حضرت علی می دانند منافق هستند؟ البته شاید دوستان اهل سنت بگویند این تهمتی بیش نیست. اما برای اینکه کسی بنده را متهم به غیر مستند حرف زدن و بدون دلیل پس لطفا مطالب زیر را بنویسید: بعضي از علماي اهل سنّت كه «مولي» را در حديث غدير به معاني مورد نظر شيعه گرفتهاند به شرح زيرند. 1 ـ امام ابو حامد غزالي (505 هـ) وي همانگونه كه در شرح حال و شناخت شخصيت او ميآيد يكي از اعاظم و أكابر علماي اهل سنّت است كه اين گونه ميگويد: لكن حجت روي خود را آشكار نمود و جمعيت مردم براي شنيدن متن خطبه حديثي كه در روز غدير خم كه مورد اتفاق همه ميباشد جمع گرديدند. [در آن خطبه] پيامبر ميفرمايد: «هركس من مولاي اويم علي مولاي اوست». همين جا بود كه عمر به علي گفت: يا ابا الحسن! تبريك، تبريك! از اين به بعد تو مولاي من و مولاي هر زن و مرد مؤمني گرديدي. اين سخن عمر در حقيقت تسليم در برابر امر و رضايت و تحكيم آن بود. امّا بعد از آن بود كه هوي و هوس براي حبّ رياست بر او غلبه كرد و او عمود خلافت را به دوش گرفت. و قرارها و پيمانها در خفقان هوي و هوس و زد و خورد نيزهها و ازدحام اسبها و سپاهيان و لشكر كشي براي فتح كشورها فراموش شد و آنها از شراب هوي و هوس سيراب گرديدند. و به همين خاطر بود كه مردم به همان اختلافات روز اوّل بازگشتند و عهد و پيمان خود را پشت سر افكنده و آن را به قيمتي اندك فروختند. مجموعة رسائل الإمام الغزالي، كتاب سر العالمين ص483 ، طبعة مصححة منقحة، إبراهيم أمين محمد، المكتبة التوفيقية. سبط بن جوزي ضمن تأييد انتساب كتاب سرالعالمين به غزالي عين كلام او را آورده و سخن او را بدون هيچگونه ردّي نقل كرده است: أبو حامد غزالي در كتاب سر العالمين وكشف ما في الدارين ألفاظي شبيه به اين مطالب را در كتاب خود آورده است. رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم روز غدير خم به علي گفت: «من كنت مولاه فعلي مولاه». اين سخن عمر در حقيقت تسليم در برابر امر و رضايت و تحكيم آن بود. امّا بعد از آن بود كه هوي و هوس براي حبّ رياست بر او غلبه كرد و او عمود خلافت را به دوش گرفت. و قرارها و پيمانها در خفقان هوي و هوس و زد و خورد نيزهها و ازدحام اسبها و سپاهيان و لشكر كشي براي فتح كشورها فراموش شد و آنها از شراب هوي و هوس سيراب گرديدند. و به همين خاطر بود كه مردم به همان اختلافات روز اوّل بازگشت نمودند و عهد و پيمان خود را به پشست سر خود افكندند و آن را به قيمتي اندك فروختند. تذكره خواص الإمامة، ص 62.
ذهبي در حالي كه تحت تأثير شخصيت غزالي قرار گرفته در مقام توجيه سخنان وي برآمده اين چنين ميگويد: وما أدري ما عذره في هذا؟ والظاهر أنه رجع عنه، وتبع الحق، فإن الرجل من بحور العلم، والله أعلم. نميدانم غزالي براي اين سخن خود چه عذري خواهد داشت؟ ولي ظاهراً غزالي از اين نظر خود بازگشته و دوباره از حق پيروي كرده است. و به راستي كه او از درياهاي علم است. والله اعلم. سير أعلام النبلاء، ذهبي، ج 19، ص 328.
شخصيت ابوحامد غزالى از ديدگاه علماي اهل سنّت
يافعي در شرح حال غزالي ميگويد:
فضائل إمام حجه الاسلام أبو حامد غزالي رضي الله عنه بيش از آن است كه در حدّ و حصر بگنجد و مشهورتر از آن است كه نياز به معرفي داشته باشد. و ما از اين شيخ فقيه إمام عارف بالله، كه به حدي رفيع المقام است كه كرامت عظيمه او هم پا و هم سنگ با خورشيد گشته تا جايي كه روزي به خورشيد گفت: در آسمان بمان و خورشيد هم در آسمان ماند تا او به سر منزل مقصود خود كه در مكاني دور دست قرار داشت رسيد. مرآة الجنان، حوادث سنة 505 .
سيوطي در باره شخصيت غزالي ميگويد:
در رأس گروه پنجم إمام أبو حامد غزالي قرار دارد، واين به علّت تصنيفات نو و جديد او و غوص عميق او در درياهاي علم است... تا جايي كه بعضي از علماي بزرگ جامع بين علم ظاهر و باطن در باره او گفتهاند: اگر بعد از پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم پيامبري ميبود هرآينه آن شخص غزالي ميبود، و معجزات او نيز با بعضي از مصنفاتش آشكار ميشد. التنبئه بمن يبعثه الله على رأس كل مائة، سيوطي، ص 12 .
زرقاني در باره شخصيت غزالي ميگويد:
أسنوي در كتاب «المهمات» ترجمه و شرح حال بسيار خوبي در باره غزالي آورده و اين گونه ميگويد: او قطب وجود و داراي بركتي است كه شامل هر موجودي ميشود، و او خلاصه روح أهل إيمان، و راه رسيدن به رضايت خداي رحمان است كه هر انسان صديقي ميتواند از طريق او به خداوند تعالى برسد، و كسي جز ملحد يا زنديق به او بغض نميورزد. و او در سال 505 هـ . در طوس وفات كرده است. شرح المواهب اللدنيه، ج 1 ، ص 36 .
كتاب غزالي «سرالعالمين» است
در انتساب كتاب سر العالمين به غزالي هم جاي شك و ترديد نيست چرا كه:
ذهبي در ميزان الاعتدال، ج 1، ص 500 و سير أعلام النبلاء، ج19، ص 328 و ص 403 و لسان الميزان، ج 2، ص 215 و ابن جوزي در تذكره خواص الامّه، ص 62، و إسماعيل باشا بغدادى در ايضاح المكنون،ج 2، ص11 و ص 80 به اين مطلب تصريح كردهاند. 2 . محمد بن طلحة شافعي (652هـ) محمد بن طلحه شافعي از علماي بزرگ اهل سنّت در قرن هفتم هجري ميگويد: معناى حديث غدير اين است: هر كس كه من بر او أولى و سزاوارترم و يا ناصر و وارث و يا پشتيبان و دوست صميمي او هستم علي هم براي او اين چنين است. و اين كلام صريح در تخصيص علي به اين منقبت بلند بوده و او را براي ديگران مانند خود قرار داده و اين خصوصيت را براي ديگري قائل نشده است . از اين رو معلوم ميشود كه اين حديث از أسرار سخن خداي تعالى است ... كه [مضمون آن] در آيه مباهله نيز آمده. پس به درستي كه علي از همه كس بر مؤمنين اولي و سزاوارتر است و ناصر مؤمنين و سيد آقاي مؤمنين است. و هر معنايى كه امكان داشته باشد از لفظ «مولي» براي رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلّم إثبات كنيم همان را براي علي ميتوان ثابت نمود. و اين مرتبهاي بلند و والا و منزلتي دست نيافتني و درجهاي عالي و جايگاه رفيع است كه پيامبر آن را به علي و نه به ديگري اختصاص داده است. و از اين روست كه روز غدير روز عيد و موسم سرور براي دوستداران علي [عليه السلام] گشته است. مطالب السئول، ص 45-44
شخصيت محمد بن طلحه شافعي نزد علماي اهل سنّت
أبو سالم محمّد بن طلحه بن محمّد قرشي عدوي شافعي متوفّاى سال 652هـ . كه ذهبي وي را به علّامه بي نظير در مذهب و اصول و داراي فنون و هنرهاي مختلف توصيف كرده است. سير أعلام النبلاء، ج 23، ص293.
تاج الدين سُبْكي در باره او ميگويد:
فقيه گرديد و در مذهب نوآوري كرد و در نيشابور از مؤيد طوسي و زينب شعريه حديث شنيد و در حلب و دمشق بزرگ شد. و از او حافظ دمياطي و مجدُ الدين بن عَديم روايت نقل نمودهاند. و او از بزرگان بود، و دو روز به وزارت دمشق نائل شد و آن را ترك نمود، و تمام ثروت خود از دارايي و غلامان را رها كرد و گوشه عزلت گزيد و به زهد و تقوا مشغول گرديد طبقات الشافعية الكبرى، ج 8، ص63، الطبقه السادسه، فيمن توفي بين الستمائه والسبعمائه. اسنوي در طبقات الشافعيه در باره او اين گونه ميگويد:
او إمامي نوآور در فقه و مسائل اختلافي است، و عالم به دو أصل و رئيس كبير و معظّم است كه از ملوك گريخت. و در دمشق در مدرسه أمينيه به تحصيل مشغول گرديد. طبقات الشافعية،ص 418، ترجمة 1200، چاپ دار الفكر.
3-سبط ابن الجوزي (654هـ) ابن حجر در «الصواعق المحرقه» و سمهودي در «جواهر العقدين» اين مطلب را از كتاب او «تذكره خواص الأمه في معرفة الأئمه» نقل ميكنند: ... معناي دهم براي مولي به معنى أولى و سزاوارتر است. خداوند تعالى ميفرمايد: «فاليوم لا يؤخذ منكم فدية ولا من الذين كفروا مأواكم النار هي مولاكم» در اين جا نيز مولي به معني أولى و سزاوارتر به خود شماست. پس مراد از حديث غدير: اطاعت مخصوصة [از علي عليه السلام] است پس [براي حديث غدير] معناي دهم متعين گرديد. و معناي آن اين است: كسي كه من براي او سزاوارترم از اين به بعد علي بر او سزاوارتر است. و به همين معنى حافظ أبو الفرج يحيى ابن سعيد ثقفي اصبهاني در كتابش «مرج البحرين» تصريح نموده است. وي اين روايت را با إسنادش به مشايخ خود روايت كرده و گفته: رسول الله دست علي راگرفت و فرمود: هر كس من ولي او بر او از خود او سزاوارترم از اين به بعد علي بر او سزاوارتر است. پس دانسته شد كه تمام معاني كلمه «مولي»به معناي دهم بازگشت كرد.
و دليل بر اين مطلب نيز سخن خود رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلّم در ابتداي حديث غدير است كه فرمود: «ألست أولى بالمؤمنين من أنفسهم؟» كه اين سخن نص صريح در إثبات إمامت علي و لزوم قبول اطاعت از او است. سپس در ادامه سبط ابن جوزي اين اشعار را نيز كه در باره غدير و امامت اميرالمومنين نزد رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلّم سروده شد را اضافه كرده است: فقال حسان بن ثابت:
يناديهم يوم الغدير نبيهم * بخم فأسمع بالرسول مناديا
روايت شده وقتي رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلّم اين ابيات را از حسان شنيد به او فرمود: اي حسان مادامي كه با اشعارت ما را ياري ميكني و به ما نفع ميرساني همواره به واسطه روح القدس مؤيد باشي . ونيز قيس بن سعد بن عباده أنصاري اين اشعار را نزد امير المؤمنين عليه السّلام در صفين سرود: قلت لما بغى العدو علينا * حسبنا ربنا ونعم الوكيل
و نيز كميت اين اشعار را سرود:
نفى عن عينك الأرق الهجوعا * وهما يمترى عنه الدموعا
سپس اين جوزي در ادامه ميگويد براي ابيات كميت قصه عجيبي نقل شده و آن اين كه: شيخ ما عمر بن صافي موصلي رحمه الله تعالى براي ما نقل كرد: شخصي اين اشعار را با خود سروده بود و شب با تفكر در اين ابيات به خواب رفته بود و در عالم خواب علي كرم الله وجهه را مشاهده كرده بود كه به او فرموده بود: أشعار كميت را برايم بخوان و او نيز اين اشعار را براي حضرت سروده بود تا اين كه به اين قسمت (خطرا مبيعا) رسيده بود. در اين حال [حضرت] علي [عليه السلام] بيت ديگري را به آن اضافه كرده بود و آن اين است: فلم أر مثل ذاك اليوم يوما * ولم أر مثله حقا أضيعا
هرگز روزي مانند آن روز و نيز حقي مانند آن را كه ضايع شده باشد نديدم.
فانتبه الرجل مذعورا.
او وحشت زده از خواب برخاست.
و سيد حميري اين ابيات را سرود:
يا بائع الدين بدنياه * ليس بهذا أمر الله
من أين أبغضت عليا الرضا*وأحمد قد كان يرضاه
تذكرة خواص الأمة، ص ، 34 -30.
شخصيت سبط ابن الجوزي نزد علماي اهل سنّت
إمام واعظ مؤرّخ، شمس الدين، أبو المظفر تركي، بغدادي عوني، حنفي نوه (سبط) إمام جمال الدين أبو الفَرَج بن جوزيّ ؛ ساكن دمشق كه در سال 581 هـ به دنيا آمد و إمام و فقيه و واعظ بي نظيري بود و در تاريخ و سِيَر، علامه بود و صاحب ارج و احترام ويژه و مورد قبول همه بود. تاريخ الإسلام، حوادث وفيات (660 - 651) ص183، دار الكتاب العربي. 4 . محمد بن يوسف كنجي شافعي (658 هـ) رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلّم به علي [عليه السلام] فرمود: «اگربخواهم فردي را جانشين خود قرار دهم از تو شايستهتر كسي نيست و اين حديث اگر چه بر خلافت دلالت نميكند ولي حديث غدير خم دلالت بر ولايت دارد كه همان استخلاف (به خلافت برگزيدن) ميباشد. و اين حديث يعني حديث غدير خم ناسخ هر چيز ديگري است چون اين اتّفاق در آخر عمر آن حضرت روي داده است. كفاية الطالب في مناقب أمير المؤمنين علي بن أبي طالب 166 - 167 شخصيت كنجي شافعي نزد علماي اهل سنّت
حاجي خليفه او را اين گونه معرفي كرده است:
الشيخ الحافظ.
كشف الظنون، ج 2 ، ص1497، دار إحياء التراث العربي.
عمر رضا كحاله در باره او اين گونه آورده:
محمد بن يوسف كنجي (أبو عبد الله) شخص فاضلي است. از آثار او: البيان في أخبار صاحب الزمان و كفاية الطالب في مناقب أمير المؤمنين علي بن أبي طالب است، و براي او اشعاري است . معجم المؤلفين، ج12، ص 134، دار إحياء التراث العربي.
قندوزي حنفي درباره اوگفته است:
شيخ محدّث فقيه أبو عبد الله محمد بن يوسف بن محمد كنجي شافعي.
ينابيع الموده، ج 2، ص565، منشورات الشريف الرضي.
5 . سعيد الدين فرغاني ... رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلّم [حضرت] علي [عليه السلام] را وصي خود و قائم مقام خود قرار داد و فرمود: «من كنت مولاه فعلي مولاه». واين واقعه در روز غدير خم بود ... شرح تائية ابن فارض ر . ك . نفحات الأزهار، آيه الله سيد علي ميلاني، ج 9، ص 203. شخصيت سعيد الدين فرغاني نزد علماي اهل سنّت
او كه داراي اشعاري از جمله قصيده تائيه معروف بوده، عبد الرحمن جامي شاعر در باره او گفته است: أنه من أكمل أرباب العرفان وأكابر أصحاب الذوق والوجدان ، لم يضبط أحد مسائل الحقيقة بأحسن بيان مثله ... او از كاملترين افراد و از أرباب عرفان و از أكابر أصحاب ذوق و وجدان است، كسي بهتر از او مسائل حقيقت را ضبط نكرده است .... نفحات الأنس، ص 559 .
محمود بن سليمان كفوي در شرح حال او آورده:
شيخ فاضل رباني و مرشد كامل صمداني سعيد الدين فرغاني ، از أعزّه أصحاب شيخ صدر الدين قونوي مريد شيخ محي الدين عربي بوده است، و از أكمل أرباب عرفان و أفضل أصحاب ذوق و وجدان ، و جامع علوم شرعيه و حقيقيت بوده است ... و لسان عصر و برهان دهر و دليل طريق حق و سر الله بين الخلق بوده، كه مسائل علم حقيقت را بسط داده و فنون أصول طريقت را در ديباج شرح قصيدة تائية فارضية ضبط نموده است... كتائب أعلام الأخيار ، مخطوط، ر.ك. نفحات الأزهار، آيه الله سيد علي ميلاني، ج 9، ص 205 . 6 . تقي الدين مقريزي (840هـ)
مقريزي از شخصي به نام ابن زولاق مطلبي نقل ميكند و بدون ردّ آن اين گونه ميآورد: ابن زولاق گفته است: در روز هجده ذي الحجة سال 362 هـ كه اين روز غدير ميباشد جمعي از مردم أهل مصر و مغاربه و توابع آن براي دعاء دور يكديگر جمع ميشوند، چون اين روز، روز عيد است، به اين علّت كه رسول الله صلى الله عليه وسلم أمير المؤمنين علي بن أبي طالب را در اين روز به خلافت برگزيد... المواعظ والاعتبار بذكر الخطط والآثار، ج 2 ، ص 220 .
شخصيت مقريزي نزد علماي اهل سنّت
جلال الدين سيوطي در شرح حال مقريزي اينگونه آورده:
تقي الدين أحمد ابن علي بن عبد القادر بن محمد مقريزي تاريخ نويس سرزمين مصر است كه درسال 769 هـ متولد شد و به فنون مختلف اشتغال ورزيد و با أكابر و بزرگان همنشين گشت و امور حسبيه قاهره را به عهده گرفت، و به نظم و نثر و تأليف كتابهاي فراوان ... اهتمام ورزيد و در سال 840 وفات يافت. 7. شهاب الدين دولت آبادي حديث غدير بر خلافت و نيابت أمير المؤمنين عليه السلام از جانب رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم و نيز بر وجوب إطاعت و تبعيت از او دلالت دارد. من كتابه هدايه السعداء، مخطوط، ر. ك . نفحات الأزهار، آيه الله سيد علي ميلاني، ج 9، ص 211 . 8 . مولوي محمد إسماعيل دهلوي برادرزاده دهلوي معروف كه كتاب عبقات در پاسخ به او آمده است. مولوي محمد إسماعيل برادرزاده دهلوي معروف كه طرفداران و معتقدين زيادي در سرزمين هندوستان دارد در رسالهاي كه آن را در بيان حقيقت إمامت نوشته، كلامي صريح در دلالت حديث غدير طيق اعتقاد اماميه دارد. وي در اين كتاب اين گونه آورده است:
از جمله اين امور (در معناي حديث غدير) ثبوت رياست است، يعني همانگونه كه أنبياء الهي نوعي از رياست را نسبت به امت خويش داشته و ميتوانستند در امور دنيايي امتهاي خود دخالت كنند براي رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلّم نيز چنين اختياري وجود دارد همانگونه كه در سخن خداوند تعالى آمده: « النبي أولى بالمؤمنين من أنفسهم» ونيز در أمور أخروي نيز بر امت خود ولايت دارند كه در قول خداوند آمده: «فكيف إذا جئنا من كل أمة بشهيد وجئنا بك على هؤلاء شهيدا» همينطور براي إمام نيز همين اختيارات وجود دارد. يعني: همان رياست بر أمت در امور دنيا و آخرت وجود دارد، لذا پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم [در روز غدير] فرمود: «ألستم تعلمون أني أولى بالمؤمنين من أنفسهم؟ قالوا: بلى. فقال: اللهم من كنت مولاه فعلي مولاه» خب جناب مولوی گرگیج گرامی یک سوال؟ حالا آیا امام غزالی و این علمای دیگر شما منافق هستند یا شما اشتباه گفته اید. و مستمعین اشتباه کردند که شما را نیز تایید کردند؟ |






